محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
318
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اين ، زوجى كه فرود آمده است از فقار اولى به سوى كتف و گرديدهاند آن هر دو ، يك عضله و اتّصال يافته به اضلاع خلف . و زوج سوم : منشأ آن از فقرهء هفتم است از فقرات عنق و از فقرهء اوّل و دوم از فقرات صدر و اتّصال يافته به اضلاع قص . و اينها ، جمله عضلات باسطهاند . امّا عضلات قابضهء صدر : از جملهء آنها عضلى است كه قبض مىنمايد بالعرض ، و آن ، حجاب است . بعضى عضلى است كه قبض بالذّات مىنمايد ؛ از آن جمله : زوجى است كه كشيده است تحت اصول اضلاع عليا . و فعل آن استوار داشتن و جمع نمودن است . و از اين ، زوجى است نزد اطراف آن هر دو [ كه ] ملاصق به قصّ - ما بين خنجرى و ترقوه - و ملاصق عضل مستقيم از عضل بطن . و دو زوج ديگر ، معين آن هر دواند . امّا عضلات كه هم باسط و هم قابضاند عضلاتىاند ، كه ميان اضلاعاند . و ليكن استقصا در تأمّل ، موجب آن است كه « باسط ، غير قابض و قابض ، غير باسط باشد » ؛ زيرا كه از اعضاء مفرد ، بدون يك فعل صادر نمىگردد ؛ خصوص افعال متضادّه . و امراض مختصّه به اين ، ذات العرض و ذات الصدر است كه اگر ورم در طرف غشاء قدّامى عارض گردد ، ذات الصدر گويند . و اگر در جانب خلفى [ عارض شود ] ، ذات العرض . و اين غشاء را با حجاب مذكور تعلّق نيست . امّا معده : به فتح ميم و كسر عين و فتح دال مهملتين و ها ، جمع آن « مِعَد » آمده و به فارسى ، « شكنبه » و « شكم » نامند . جسم مستدير الهيئة مركّبِ مؤلَّف از لحم و عصب و عروق و شرائين است ؛ هر يك به جهت فوايدى كه در اعضاء مفرده و مركّبه نيز ذكر يافت . و آن را دو طبقه است - مانند امعاء - . طبقهء داخلى ، عصبانى است و طبقهء خارجى ، لحمانى .